تبليغاتX
فقط و فقط نینورتا
تقدیم به تک تنظیم کننده گروه موسیقی اریان
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
وقتی نرگس مرد گلهای باغ همه ماتم گرفتندو از جویبار خواستند برای گریستن چند قطره اب به
انها قرض دهد. جویبار اهی کشید و در جوابشان گفت: انقدر نرگس را دوست داشتم که اگر تمام ابهایم تبدیل به اشگ شود و انها را بر مرگ نرگس فرو ریزم باز هم کم است.گلها گفتند: راست می گویی. مگر ممکن بود کسی نرگس را با ان همه زیبایی دوست نداشته باشد؟
جویبار پرسید:مگر نرگس زیبا بود؟ گلها گفتند: نرگس غالبا خم می شد و صورت زیبای خود را در اب شفاف تو نگاه می کرد تو باید بهتر از هر کسی بداتی او چقدر زیبا بود. جویبار اهی کشید و گفت: من نرگس را برای این دوست داشتم که وقتی خم می شد و به من می نگریست میتوانستم زیبایی خود را در چشمان او تماشا کنم.

 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM